همسـر بنده پس از یازده سال زندگی مشترکی که با هم داشته‌ایم، مدتی است که ناسازگار شده، و بارها درخواست طلاق کرده است، در حالی که مشکل و کمبودی در زندگی مشترک‌مان نبوده است، اما زنم بدون هیچگونه دلیلی خواهان طلاق است، و حتی از مهریه و وسایل منزل نیز گذشته است، اینک نظر شرع در رابطه با این مسئله چه می‌باشد، و آیا شریعت چیزی فراتر از مهریه و وسایل منزل به بنده در قبال پذیرش درخواست زنم مبنی بر طلاق می‌دهد؟

الجواب وبالله التوفیق تمهید: مسئله فوق را در اصطلاح شرع «خلع» می‌گویند. لازم به ذکر است برای زنی که بدون دلیل و مشکلی درخواست طلاق کند وعیدهایی بیان شده است، چنانکه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده‌اند: هر زنی که بدون دلیل از شوهرش درخواست طلاق کند، بوی بهشت …

مطالعه بیشتر »

شخصی به زنش گفته: از جای من بلند شو تو نامحرم هستی؛ آیا طلاق واقع می شود؟

الجواب وبالله التوفیق لفظی که این شخص به کار برده از الفاظ کنایه است، مانند این که بگوید تو زن من نیستی یا من شوهر تو نیستم و…، پس اگر نیت طلاق داشته باشد طلاق واقع می‌شود. الدلائل: ـ في بدائع الصّنائع: ولو قال لامرأته: لست لي بامرأة، ولو قال …

مطالعه بیشتر »

بنده به زنم گفتم: طلاقی ولی متصل در دل ان شاء الله گفتم، البته به زبان نیاوردم فقط در دلم گفتم، حال بفرمایید زنم طلاق شده؟

الجواب وبالله التوفیق طبق اظهارات فوق، زن شما طلاق شده است، و این استثناء اعتباری ندارد، زیرا برای صحت استثناء شرط است که حروف بر زبان جاری شود به طوری که خود گوینده بشنود یا مثلا اگر کسی گوشش را به دهان گوینده نزدیک کند بتواند بشنود. الدلائل: ـ في …

مطالعه بیشتر »

آیا زنی که کارمند دولت است می‌تواند در زمان عدت به اداره برود؛ چون اداره از ده روز بیشتر به ایشان مرخصی نمی‌دهد، و کسی هم مخارج او را تأمین نمی‌کند، و در ضمن اگر به اداره نرود شغل خودش را از دست می‌دهد و در زندگی خودش به مشکل برخورد می‌کند.

الجواب وبالله التوفیق زن در دوران عدت می‌تواند برای ضرورت خرج و مخارج خود بیرون برود، البته هرگاه کارش تمام شد باید سریع به خانه برگردد، و بیرون از خانه بیهوده وقت نگذراند. الدلائل: ـفي بدائع الصّنائع: وأما المتوفى عنها زوجها، فلا تخرج ليلاً ولا بأس بأن تخرج نهاراً في …

مطالعه بیشتر »

شخصی با زنش دعوا می‌کند و می‌گوید: هزار طلاقی؛ حال بفرمایید چند طلاق واقع شده است؟

الجواب وبالله التوفیق با جمله مذکور سه طلاق واقع شده است، و بقیه لغو هستند. الدلائل: ـ في الدرّ المختار: كما لو قال أكثر الطلاق أو أنت طالق مراراً أو ألوفاً أو لا قليل ولا كثير فثلاث، هو المختار كما في «الجوهرة».([1]) ـ وفي ردّ المحتار: (قوله أو ألوفاً) جمع …

مطالعه بیشتر »

شخصی با زنش دعوا می کند و در وسط دعوا به زنش می‌گوید: برو، چرا نشستی؟ برو؛ تقریبا ده بار تکرار می‌کند که برو چرا نشستی؟ و در آخر می گوید: برو هر وقت اخلاقت را درست کردی بعد بیا؛ آیا با این الفاظ طلاق واقع می شود؟

الجواب وبالله التوفیق الفاظی که در مسئله فوق بکار برده شده از آن الفاظ کنایی طلاق هستند که در آن ها نیت شرط است فرقی ندارد در حالت عادی باشد یا خشم و یا مذاکره طلاق، فقط نیت شخص اعتبار دارد، یعنی وقوع و عدم وقوع طلاق، وابسته به نیت …

مطالعه بیشتر »

شخصی از زید می‌پرسد: زنت را طلاق دادی؟ زید هم به دروغ و الکی می گوید: بله؛ آن شخص دوباره می پرسد: طلاق دادی (برای تأکید)؟ زید هم دوباره به دروغ می گوید: بله؛ آیا زنش طلاق شده یا خیر؟

الجواب وبالله التوفیق بله؛ طلاق واقع شده است، فقهای کرام اینگونه فرموده اند: این بله به معنای این است که گویا گفته بله طلاق دادم. الدلائل: ـفي الدرّ المختار: ولو قیل له طلقت امرأتک؟ فقال: نعم، أو بلی، بالهجاء طلقت، «بحر» (واحدة رجعیّة، وإن نوی خلافها) من البائن أو أکثر، …

مطالعه بیشتر »

شخصی زنش را یک طلاق رجعی داده، و قبل از انقضای عدت، خواهرانش را فرستاده که به زن بگویند: اگر طلاق شده ای بیا دوباره تو را نکاح می کنم؛ آیا با این الفاظ رجوع ثابت می شود؟

الجواب وبالله التوفیق در کتب فقهی برای رجوع، مانند نکاح فقط صیغه ماضی بعنوان الفاظ رجوع تعیین شده است، و اینکه اگر صیغه ماضی به کار ببرد و آنرا معلق به مستقبل کند باز هم رجوع ثابت نمی‌شود چه برسد به اینکه مستقیماً لفظ مستقبل را بکار ببرد. در صورت …

مطالعه بیشتر »

شخصی زنش را یک طلاق بائن داده، حالا می‌خواهد دوباره او را نکاح کند، آیا این نکاح مستلزم مهریه جدید است یا همان مهریه قبلی کافی است؟

الجواب وبالله التوفیق فقهای کرام بیان کرده‌اند: اگر فردی همسرش را طلاق بائن داد، باید تجدید نکاح کند همراه با تعیین مهریه جدید ورضایت زن. الدلائل: ـ في الهندیة: وإذا تزوج امرأة ودخل بها ثم طلقها بائناً ثم تزوجها في العدة ثم طلقها قبل الدخول بها في النكاح الثاني؛ كان …

مطالعه بیشتر »

احمد با یک زن به نام فاطمه ازدواج کرد، و صاحب بچه شدند و اسم آن را محمد گذاشتند، بعد از مدتی، احمد فاطمه را طلاق داد. سپس فاطمه با شخصی به نام زید ازدواج کرد، و فاطمه از زید صاحب دختری به نام عایشه شد، حال سوال این جا است که محمد پسر فاطمه از احمد می تواند با عایشه دختر فاطمه از زید ازدواج کند یا خیر؟

الجواب وبالله التوفیق عایشه خواهر محمد است، گرچه پدر آن ها یکی نیستند اما مادرشان یکی است، و نکاح خواهر در اسلام حرام است، چه خواهر حقیقی باشد چه از طرف پدر یا مادر، هیچ فرقی میان آن ها نیست، و انسان سلیم الطبع هرگز چنین فکری نمی کند، پس …

مطالعه بیشتر »