اگر گفته شود که مردم فلسطین زمین‌های خود را به صهیونیست‌ها فروخته‌اند و این انتقال مالکیت به صورت قانونی و داوطلبانه انجام شده، پس چه توجیهی برای مقاومت فلسطینیان و محکومیت اشغال سرزمین‌هایشان وجود دارد؟ آیا این ادعا واقعیت دارد یا بخشی از روایت تحریف‌شده برای توجیه ظلم تاریخی است؟

جواب:

یهودیان از یک سو جوان‌های رعنای ما را فریب داده عقاید دینی آنها را متزلزل کرده و از سوی دیگر خود را به عنوان کشوری شرافت‌مند و عزت‌مند در قلوب آنها جای داده‌اند. خوب به یاد دارم که در تیرماه  1393که مصادف با ماه رمضان بود رژیم سفاک اسرائیل هزارن انسان (اعم از افراد مدنی و زن و کودک) را در غزه به خاک و خون کشید با این حال در بین اطرافیان بنده بودند کسانی که می‌گفتند: مردم فلسطین خود سرزمین نیاکانشان را به یهودیان فروختند، اکنون می‌گویند که پشیمان هستیم و زمین ما را پس بدهید؟! تقصیر خودشان است، اسرائیل چکار کند مگر به آنها پول نداده است؟!

حسرت و ندامت بر ما مسلمانان که به چه ذلّت دردناکی گرفتار شده‌ایم عزت مسلمانی که هیچ، دعاگو و ثناگوی دشمنان قسم خورده‌ی خود شده‌ایم. دشمن قبله‌ی اول ما را غصب کرده در قلب جهان اسلام کشوری با تفکر رادیکالی یهود تاسیس کرده نه تنها بی‌خیال هستیم بلکه به دشمن افتخار می‌کنیم که عرب (مسلمان) میکشد؟!

ولی آیا ماجرای زمین فروشی صحت دارد؟

تذکر: بنده در نظر دارم شمه‌ای کوتاه و خلاصه از واقعیت را برای شما عزیزان بیان نمایم لذا از ذکر اسم‌های خاص و پیچیده و بیان جزئیات زیاد جلوگیری کرده‌ام تا ان شاء الله دور از تشویش ذهن، مسائل را به صورت کلی متوجه شویم.

فلسطین پیش از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراطوری عثمانی (آخرین خلافت اسلامی) جزئی از حکومت نامبرده بود. در قرن گذشته تعدادی از بزرگان یهود در جلسات بین خود در اروپا (اصلی ترین آنها تئودور هرتزل) اعلام کردند که ما باید به فلسطین باز گردیم.

قابل ذکر است که یهودیان چند هزار سال قبل در فلسطین بوده‌اند به هر حال در زمان صدر اسلام فلسطین جزو حکومت روم محسوب می‌شد و بعدها مردم آنجا مسلمان شدند.

یهودیان بعد از جلسات زیادی که برگزار نمودند به عنوان نتیجه‌ی جلسات، هیأتی را نزد سلطان عبدالحمید خلیفه عثمانی رحمه الله فرستادند (گفتیم که فلسطین قسمتی از خاک خلافت اسلامی عثمانی بود) به خلیفه گفتند با پولی بسیار هنگفت خاک فلسطین را به ما بفروش زیرا می‌خواهیم به آنجا باز گردیم. اما سلطان عبدالحمید رحمه الله در پاسخ به آنها گفت: «اگر خاک پدرم بود آن را می فروختم، ولی سرزمین مسلمانان است و هرگز نمی‌توانم چنین خیانتی به امت اسلام انجام دهم.» خلاصه از راه مسالمت آمیز نا امید شدند چونکه خلیفه با این پاسخ محکم با آنها اتمام حجت نمود.

یهودیان از راه دسیسه وارد شدند، نزد اعراب فلسطین می‌رفتند و با قیمت‌های باورنکردنی زمین‌ها و مزارع آنها را می‌خریدند، اعرابی که بعدها متوجه شدند خرید آنها به منظور تشکیل یک دولت یهودی در خاکشان است.

پس از تلاش‌ها و تطمیع‌ها و زحمات فراوان توانستند دو درصد و نیم (2/5%) از کل خاک فلسطین را خریداری کنند.

دیری نپایید که جنگ جهانی اول را به راه انداختند(!)، خلافت عثمانی را سرنگون کردند (در آنجا هم با دسیسه نزد حکام عربستان رفتند و گفتند از ترکان عثمانی حمایت نکنید چون شما عرب هستید و شایسته ترید و…) سرزمین اسلامی را آنگونه که دلشان خواست تکه تکه نمودند!

خلاصه بعد از فروپاشی دولت عثمانی منطقه فلسطین دست انگلیس افتاد. انگلیسی‌ها که ابزار دست یهود بودند و هستند آنقدر بر مردم فلسطین فشار آوردند که مجبورشان ساختند ۵ درصد دیگر از خاکشان را هم بفروشند. اینگونه که مثلا واردات را آزاد کردند و صادرات را ممنوع! و در داخل مالیات‌های بسیار سنگینی بر کشاورزان وضع می‌کردند! کشاورز بدبخت چون فقط سختی و مشقت بی‌فایده برایش باقی می‌ماند، میگفت: زمینم را نمی‌خواهم و در مقابل مشتری یهودی با قیمت نجومی برای زمین او وجود داشت!

یا محصولات مشابه فلسطینی‌ها را با قیمتی ارزان از خارج وارد می‌کردند و در نتیجه محصولات بومی به فروش نمی‌رسید همانطور که اشاره شد، صادرات را هم قطع کرده بودند، و مردم هم از عهده‌ی مالیات‌های طاقت فرسا بر نمی‌آمدند و ناچارا مجبور می‌شدند مزارع و زمینهایشان را بفروشند و دسیسه های زیاد دیگر که از حوصله‌ی نوشته‌ی ما خارج است. با تمام این نیرنگ‌ها همانگونه که در سطور قبلی ارقام آن ذکر شد توانستند صاحب هفت و نیم درصد (7/5%) از خاک فلسطین شوند.

همین که جای پای یهود تا اندازه‌ای محکم شد انگلیس آنجا را ترک کرد. به صورت رسمی مردم یهود را در جای خود نشاند(!) تا حکومت فلسطین را به دست بگیرند. اما به صورت غیر رسمی از هیچ گونه حمایت مالی و نظامی و سیاسی آن فروگذار نکردند.

به مرور نقاب‌ها برداشته شد و یهودیان صهیونیست چهره‌ی واقعی خود را به نمایش گذاشتند. دیگر مسالمت و خرید و تطمیعی در کار نبود. در سال 1327 هجری شمسی ساکنان 531 روستا و شهر فلسطینی یعنی جمعاً 900 هزار نفر را به زور آتش (اسلحه) از خانه و کاشانه خود بیرون راندند. در اردوگاه‌های صبرا و شتیلا به فرمان شارون ملعون  3000 نفر را قتل عام کردند.

مردم بیچاره هم از ترس قتل عام و ژینوساید (نسل کشی) منازل و زمین‌های خود را ترک می‌کردند و اسرائیلی‌ها مناطق خلوت شده را تصاحب می‌کردند و شهرک سازی می‌کردند و ده‌ها فاجعه‌ی دیگر!

اینگونه شد که به خاطر نا آرامی و کشت و کشتار، بیش از یک میلیون فلسطینی به دیگر کشورهای عربی پناه بردند. اسرائیل هم یهودیان را از جای جای جهان جمع می‌کرد و در منطقه‌ی غصب کرده مستقر می‌کرد، و این شد که در طول دهه‌های اخیر نود و هفت درصد (97%) از خاک فلسطین به دست اسرائیل افتاد.

این حقیقت واقعه‌ی زمین فروشی فلسطینیان است! و مسجد الاقصی اولین قبله‌ی مسلمانان به دست اسرائیل افتاد و طبق باورهای خودشان می‌خواهند دوباره معبد سلیمان را برای اهداف ماسونی خود در زیر مسجد بازسازی کنند. در اینجا سوالی مطرح می‌شود پس مسلمانان جهان کجا بودند؟ چرا اجازه‌ی این گستاخی را به قوم یهود دادند؟

پاسخ این است همانگونه که اشاره شد، به وسیله‌ی جنگ جهانی اول حکومت عثمانی را سرنگون کردند و خاک مسلمانان را تجزیه نمودند. کشور عراق و ترکیه و سوریه و عربستان و… را به دلخواه خود تشکیل دادند، جالب آنکه در اکثر این کشورها حکامی مسلمان نما و حلقه به گوش یهود تعیین کردند.

شورای امنیت و سازمان ملل متحد هم که تماما در اختیار آمریکا و انگلیس قرار دارند (این دو کشور هم در اختیار یهود). جوانان مسلمان در سرتاسر دنیای اسلام (خصوصا کشورهای عربی) به پا خواستند و به اسرائیل حمله کردند. بارها مجاهدان مسلمان تا مرز پیروزی پیش می‌رفتند و نابودی اسرائیل نزدیک می‌شد که بلافاصله شورای امنیت می‌گفت باید چند روز آتش بس وجود داشته باشد. در این چند روز هم آنها دوباره اسرائیل را تقویت می‌کردند و حکام حلقه به گوش خود در جهان اسلام را هم به نفع اسرائیل می‌شوراندند.

خوب چرا مردم به این حکام اجازه‌ی این کارها را می‌دادند؟

صهیونیست‌ها پلیدتر از آن است که ما فکرش را بکنیم. بعد از نابودی امپراطوری عثمانی مملکت مسلمانان را تجزیه کردند و کشورهایی بصورت کثیر الملیت ایجاد نمودند و با ترویج شعارهای ناسیونالیستی در بین مردم تفرقه و آشوب ایجاد کردند. مثلا در کشور عراق هم کُرد قرار دادند هم عرب شیعه و هم عرب سنی. در ترکیه هم کُرد هم ترک و…

جالب آنکه به هر کدام القا می‌کردند و (می‌کنند) که شما از دیگری بهتر هستید! و همین اسباب درگیری را فراهم می‌نمود و تمرکز از روی حاکمیت برداشته می‌شد!

مثلا جمال عبدالناصر و یاسر عرفات از شخصیت‌های ناسیونالیست بودند و اعراب ملی‌گرا آنها را خیلی قبول دارند. (عرفات تا زمانی که علیه اشغالگران صهیونیستی مبارزه می‌کرد به عنوان یک تروریست معرفی می‌شد ولی زمانی که تسلیم شدن در مقابل رژیم صهیونیستی را پذیرفت و به ملت مظلوم فلسطین خیانت کرد به پاس این خوش خدمتی جایزه‌ی صلح نوبل را دریافت کرد!)

بعد از این همه کشمکش در سال  1948میلادی کشور اسرائیل را تشکیل دادند، بلافاصله آمریکا و شوروی آن را به رسمیت شناختند! در حالی که تمام کشورهای مسلمان با این عمل مخالف بودند برای گرفتن رای موافق در سازمان ملل به برخی از کشورهای فقیر و دور افتاده رشوه دادند. حتی از افرادی چون آلبرت انیشتین که یک یهودی بود استفاده کردند، و انیشتین برای جواهر لعل نهرو نخست وزیر فاضل هندوستان نامه نوشت و خواست که اسرائیل را به رسمیت بشناسد!

ولی امت اسلام در خواب بود. (همیشه وقتی می‌گویم امت اسلام در خواب است یاد سخن یکی از علمای معاصر می‌افتم که در یکی از کتابهایش نوشته: امت اسلام اگرچه در خواب است ولی هنوز زنده می‌باشد به این خاطر تا این اندازه به او حمله می‌کنند زیرا کسی با مرده کاری ندارد و مرده ضرری ندارد) و به امید روزی که بیدار شویم.

اگر مساله‌ی فروش خاک را از زاویه‌ی دیگری بررسی کنیم ما فرض را بر این می گذاریم که مردم فلسطین نصف خاک خود را فروختند! (که بر اثر فشارهای زیاد فقط موفق شدند  7/5% درصد را بخرند.)

باید به این نکته توجه داشت که فروختن زمین به معنای فروختن تعیین سرنوشت نیست! اسرائیل غاصب در اقلیت قرار دارد و شایسته آن نیست که برای اکثریت تعیین تکلیف کند. آیا منطقی‌ست چند ایرانی ثروتمند صد هکتار از خاک سویس را بخرند و در آنجا کشور ایران ۲ را تشکیل دهند؟ آیا دنیا اجازه خواهد داد؟ آیا آمریکا و شوروی و سازمان ملل آن را تایید می‌کنند؟ آیا اگر مسلمانان به اسپانیا برگردند و بگویند زمانی اینجا اندلس نام داشته و بلاد اسلام بوده، ما دوباره اندلس را تشکیل می‌دهیم کشورهای نام برده اجازه می‌دهند؟ واقعا مایه‌ی ننگ ماست که به دشمن درجه یک خود حق و بها می‌دهیم.

چه زیبا فرموده است خداوند رحمان: [وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ…] «یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خوشنود نخواهند شد مگر این که از آئین (تحریف شده و خواست‌های نادرست) ایشان پیروی کنی».

و امروز یهودیان با سرمایه گزاری‌های کلان در حال پیاده کردن طرح استعماری دیگر خود مبنی بر تزلزل اندیشه‌ی نسل جوان هستند. روزی با یکی از بی خدایان مناظره می‌کردم گفتم هدف پیامبر از اعلام رسالت چه بود؟ گفت: کشتن یهودیان! او خود نمی‌دانست ولی من می‌دانستم که از چه آبشخوری او را سیراب کرده‌اند و یهودیان چگونه کار می‌کنند و چگونه مفاهیم خود را القا می کنند.([1])


([1]) الحاد نوین باتلاق رنگین: ج1، ص252ـ246.

و الله اعلم بالصّواب

آدرس فتوا: https://hamadie.ir/fiqh/?p=4463
مدرسه دینی اصحاب الصفه زاهدان، دارالافتاء مجازی حمادیه، اهل سنت و جماعت بر اساس فقه حنفی
کپی و انتشار فتاوی با ذکر نام منبع «مدرسه دینی اصحاب الصفه زاهدان، دارالافتاء مجازی حمادیه» و آدرس فتوا مجاز می باشد و انتشار بدون ذکر منبع و آدرس شرعاً مجاز نمی باشد.