آیا ترس از مخلوقات شرک محسوب می‌شود؟ مانند ترس از جن و حیوانات درنده و یا انسان ظالم؟

الجواب وبالله التوفیق

خیر، این ترس شرک نیست، بلکه این ترس طبیعی است که در وجود هر انسانی نهاده شده است، و در قرآن کریم جاهای مختلفی در داستان‌های انبیا علیهم الصلاة والسلام این ترس طبیعی به تصویر کشیده شده و هیچ جایی آن‌ها را بخاطر آن ملامت ننموده است، چون این ترس طبیعی و فطری است که با مواجه شدن ناگهانی با برخی حالات بر انسان طاری می‌شود و همچنین خلاف شجاعت نیز نمی‌باشد بلکه فوراً کنترل کرده می‌شود؛ مثلاً هر انسانی که ناگهانی چیز نامعلومی را ببیند می‌ترسد، اما فورا این ترس از بین می‌رود، و یا اینکه شخصی حیوان درنده‌ای را ببیند طبیعتاً می‌ترسد و با احتیاط رفتار می‌کند تا به او آسیبی نرسد، و برای این ترس و احتیاط کسی ملامت نمی‌شود، مگر اینکه این ترس از حیوان یا انسان یا جن، تا حدی او را تحت تأثیر قرار دهد که مرتکب فعل حرام شود، و اوامر و نواهی خداوند متعال را زیر پا بگذارد، و یا اینکه دستور شخص ظالمی را از دستور خداوند بالاتر بداند و بخاطر آن نماز یا دیگر حکمی را فدای دستورات این فرد کند، یا اینکه از ترس ضرر رساندن جن مرتکب شرکیات شود، مثلاً عرب ها در زمان جاهلیت وقتی به جایی سفر می‌کردند و شب در میان راه اتراق می‌کردند، با صدای بلند می‌گفتند: از شر جن‌های شرور این منطقه به سردارشان پناه می‌برم، بعد شب را آنجا می‌گذراندند؛ و یا این که از ترس جن گوسفند یا دیگر حیوانی را ذبح کند که از شر آن‌ها محفوظ بماند همانطور که برخی مستدرجین و ساحرین از مراجعین خود چنین درخواست‌هایی می‌کنند که مثلاً: باید خونی بریزی بعد خوب می‌شوی یا اینکه برای من باید گوسفندی بیاری یا می‌گویند همان جایی که ترسیده‌ای باید گوسفند یا مرغی ذبح کنی؛ که همه این‌ها شرک هستند، بلکه در چنین مواقعی باید فوراً متوجه خداوند متعال شد و با خواندن آیات و دعاهای مأثوره از شر آن‌ها به خداوند متعال پناه برد، و یقین داشت که از دست آنها هیچ کاری ساخته نیست مگر اینکه خداوند به آن راضی باشد.

الدلائل:

ـ في تفسیر روح المعاني:

[فَأَوْجَسَ فِى نَفْسِهِ خِيفَةً موسى] الإيجاس الإخفاء والـخيفة الخوف وأصله خوفة، قلبت الواو ياء لكسـرة ما قبلها، وقال ابن عطية: يحتمل أن يكون خوفة بفتح الخاء قلبت الواو ياء ثم كسـرت الخاء للتناسب والأول أولى. والتنوين للتحقير أي أخفى فيها بعض خوف من مفاجأة ذلك بمقتضـى طبع الجبلة البشـرية عند رؤية الأمر المهول.([1])

ـ وفي التفسير الوسيط للقرآن الكريم، للشیخ محمد سيد الطنطاوي:

ویبدوا أن فعل السحرة هذا، قد أثر في موسی ـ علیه السلام ـ بدلیل قوله ـ تعالی ـ : [فأوجس في نفسه خیفة موسی].

والإیجاس: الإخفاء والإضمار، والخیفة: الخوف، أي فأخفی موسی ـ علیه السلام ـ في نفسه شیئاً من الخوف، حین رأی حبال السحرة وعصیهم کأنها حیّات تسعی علی بطونها، وخوفه هذا حدث له بمقتضی الطبیعة البشریة عندما رأی هذا الأمر الهائل من السحر، وبمقتضی أن یؤثر هذا السحر في نفوس الناس فیصرفهم عما سیفعله.([2])

ـ وفي التعليقات على الأصول الثلاثة، للشيخ العلامة أحمد بن يحيى النجمي:

سبق أن قلنا إن الخوف منه طبيعي ومنه خوف عبادة، فالطبيعي كأن يخاف الإنسان الحية، أو يخاف الأسد، أو يخاف العدو، أو ما أشبه ذلك فهذا خوف طبيعي ليس له دخل في العبادة إلا أنه إذا أسرف فيه ربما أنه يحصل منه ضررٌ عليه أما كونه يكون شركاً فلا.

والخوف الذي هو من العبادة أن تخاف من مخلوق بأن يفعل فيك شيئاً لا يقدر عليه إلا الله كالتأثير في الرزق وما أشبه ذلك والله تعالى يقول: [فَلا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِين] {آل عمران: من الآية175}، أي: لا تخافوا العدو فأنا أنصركم عليهم ، وذلك أن بعض الناس يعتقد في الشخص الفلاني أن له سلطاناً غيبياً يدرك به الذين يتكلمون فيه ويعمل بهم ما يعمله من الإيذاء وقد علمنا أن الخوف ينقسم إلى قسمين : 1ـ خوف عبادة.  2ـ خوف طبيعي من العدو الظاهر وأن المحرم هو خوف العبادة.([3])


([1]) روح المعاني، 8/539، سورة طه، الآیة: 67، دار الکتب العلمیة.

([2]) التفسير الوسيط للقرآن الكريم، ج9/ص124، سورة طه، الآیة: 67، القاهرة: دار السعاة.

[3])) التعلیق علی الأصول الثلاثة، ج1/ ص24، فصل الأصول الثلاثة، المکتبة الشاملة.

و الله اعلم بالصّواب

آدرس فتوا: https://hamadie.ir/fiqh/?p=3202
مدرسه دینی اصحاب الصفه زاهدان، دارالافتاء مجازی حمادیه، اهل سنت و جماعت بر اساس فقه حنفی
کپی و انتشار فتاوی با ذکر نام منبع «مدرسه دینی اصحاب الصفه زاهدان، دارالافتاء مجازی حمادیه» و آدرس فتوا مجاز می باشد و انتشار بدون ذکر منبع و آدرس شرعاً مجاز نمی باشد.