الجواب باسم ملهم الصواب
موقف اهل سنت در رابطه با چنین جریاناتی خارج از دایره قرآن و حدیث نیست؛ زیرا قرآن و سنت این دو منبع فیاض تا بقاء حیات بشر باقی بوده و راهنمایی به سوی روشنی و هدایتاند و تا قیامت برای تمام رخدادها عالم پاسخگو میباشند، و مکتب دیوبندیت چون اهل سنت هستند، پس لزومی ندارد که موقفی خاصی داشته باشند.
به هر حال آنچه از آیات قرآن کریم و احادیث نبوی طبق قول علماء و مفسرین فهمیده میشود بشرح ذیل است:
داشتن عقیده راستین و تصحیح عقیده هر مسلمان جزو ضروریات دین است، تا زمانیکه مسلمان از عقیدهای صحیح برخوردار نباشد به کمال ایمان نمیرسد و نمیتواند پیامی برای جهانیان داشته باشد. و از آن جایی که قرآن کتاب عقیده است، همواره به پیروانش درس عقیده داده تا هیچگاه خلاف عقیده شان کاری را انجام ندهند. بنابراین عقیده و عمل به مقتضای آن اهمیت بسزایی در زندگی مسلمانان دارد. یکی از شاخه های درخت عقیده: «الحب فی الله و البغض فی الله» است. یعنی دوستی و دشمنی اساسش باید فقط در راستای رضایت الله باشد.
خداوند متعال در چندین جا از کتاب خود دستور به دشمنی با دشمنان خود یعنی یهود و نصاری را می دهد
لذا دشمنی نمودن با دشمنان خدا و دوستی با دوستان خداوند جزو عقیده مسلمان است. پس از درک این مقدمهی کوتاه اینک به اصل جواب میپردازیم:
توافقات و روابط دیپلماتیک کشورهای عربی با اسراییل در موضوع فلسطین از نظر شرع جایز نمیباشد؛ زیرا در چنین لحظات حسّاسی که مردم فلسطین با مرگ دست و پنجه نرم میکنند و نیاز به نصرت و یاری دارند و همواره مورد حملات وحشیانه یهود میباشند، چنین کشورهایی در صدد به دست آوردن منافع خود و راضی گردانیدن یهود باشند، گناه بس عظیمی است. لذا کسانیکه با این عملکردشان مسلمانان و بخصوص مسلمانان فلسطین را جریحه دار کردند و نسبت به آرمانهای والای آنان بی توجه شدند، محکوماند؛ زیرا چنین بیرحمی نسبت به مسلمانان فلسطین از جهت حکام متملق دورهی کوتاهی ندارد، بلکه از چندین مدت پیش صورت گرفته و در سالهای اخیر به صورت علنی انجام میشود، به هر حال موقف اهل سنت در این مورد: تردید و محکوم کردن این قضایا میباشد. به چند علت:
1ـ دراز شدن دست معاونت و یاری به طرف یهود بر علیه مسلمانان؛
2ـ دوستی و مولات با یهود و نصاری؛ در حالیکه خداوند متعال از چنین کاری شدیدا بازداشته است؛
3ـ ترک جهاد؛ دستور اسلام در چنین مواقعی که مسلمانان زیر شکنجه و ظلم مستبدین و غاصبین قرار دارند، جهاد است. کشورهای عربی با این کارشان دردی را دوا نکردند که هیچ! بلکه آب در آسیاب دشمن ریختند و تیشه به ریشه فلسطینیان زدند؛
4ـ بی اعتنایی کردن به مردم فلسطین؛ در حالیکه تقاضای ایمان این بود که باید به فریادشان میرسیدند؛
5 ـ اسراییل را به رسمیت شناختن؛ در حالیکه غاصب و ظالم است و تا کنون مسلمانان آن را به رسمیت نمیشناسند؛ و در قرآن کریم نیز در رابطه با ذلیل و پست بودن یهود چند آیه موجود میباشد؛ و خود آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ آنها را چند مرتبه تبعید و جلای وطن کردند.
6 ـ عزت قایل شدن برای قومیکه در طول تاریخ رسوا و بدبخت بوده و خداوند آنها را رسوا و ذلیل معرفی کرده؛
7ـ تاویل آیات جهاد به بهانه عدم ایجاب زمان، و خدشه دار کردن نام جهاد و مجاهدین و بلکه معرفی کردن مجاهدین بعنوان تروریست جهت راضی کردن دنیای غرب و تملق و چاپلوسی کردن برای کفار و مشرکین؛
خلاصه قضیه فلسطین تنها مربوط به مردم آن دیار نیست بلکه از آن جاییکه فلسطین مهبط وحی انبیاء و جای پیامبران است، مربوط به همه مومنان دنیاست و کسانیکه بر آن با اسراییل سازش میکنند، مورد ملامتاند.
و در رابطه با دوستی و محبت با یهود و نصاری و ایجاد ارتباطات سیاسی و تجاری با آنها، باید به چند اصطلاح توجه داشت:
1ـ موالات و محبت قلبی؛(مختص مومنان)
2ـ مواسات؛
3ـ مدارا؛
4 ـ معاملات.
تفصیل این امور را حضرت مولانا مفتی محمد شفیع عثمانی دیوبندی در تفسیر معارف القرآن (تحت آیه: 28ـ سوره آل عمران) خود چنین بیان میدارند:
«اصل این است که تعلق و رابطه در بین دو شخص یا دو گروه دارای درجات متفاوتی است:
یک درجه از تعلق، موالات قلبی یا محبت و مودّت قلبی است که فقط مختص مومنان است و این تعلق شخص مومن با غیر مومن در هیچ صورتی جایز نیست.
درجه دوم: مواسات است که معنای آن همدردی و خیر خواهی و نفع رسانی است که به غیر از کفار حربی که با مسلمانان بر سر پیکارند، با سایرین جایز است. در آیه هشتم از سوره ممتحنه تفصیل آن چنین بیان شده است: [لاینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم أن تبروهم و تقسطوا إلیهم]خدا شما را منع نمیکند از کسانیکه با شما نمیجنگند در دین و بیرون نکردهاند شما را از خانههایتان که با احسان و انصاف با آنان رفتار کنید.
سوم: درجه مدارا است که معنای آن خوش خلقی ظاهری و برخورد دوستانه است که با تمام غیر مسلمانان جایز است وقتیکه مقصد از آن فایده رساندن دینی باشد یا آنان مهمان باشند یا هدف حفظ خود شخص از ضرر و شر آنها باشد. در سوره آل عمران مراد از [إلا أن تتقوا منهم تقاة] همین درجه مدارا است.
چهارم: درجه معاملات است که با آنان تجارت یا اجاره یا کارگری و معاملات صنعت و حرفه انجام شود این نیز با غیر مسلمانان جایز است بجز موقعیکه از آن معامله ضرری به عموم مسلمانان برسد. عمل رسول خدا ـ صلی الله علیه و سلم ـ و خلفای راشدین و دیگر صحابه ـ رضی الله عنهم ـ گواه بر این است. فقها بر همین اساس فروش اسلحه به کفار حربی را ممنوع کردهاند و سایر معاملات را اجازه دادهاند، بکار گرفتن آنان و یا خود برای آنها کار کردن هر دو جایز است.
از این تفصیل فهمیده میشود که دوستی و محبت قلبی با هیچ کافری در هیچ حالی جایز نیست و احسان و همدردی و منفعت رساندن به غیر از کفار حربی با سایرین جایز است؛ وقتی که مقصود از آن پذیرایی آنها و یا تبلیغ مسایل اسلامی برای آنان و نفع دینی برای غیر مسلمانان باشد و یا منظورحفظ خود از ضرر و نقصان آنها باشد».([1])
بنابراین اگر توافقات بین این دو کشور از درجه اول این اقسام باشد، پس محکوم و مردود است. و با آیات قرآن کریم شدیدا مخالف است و از طرفی سازش و توافق با اسراییل بر قضیه فلسطین و اعتراف به استیلای اسراییل بر فلسطین، بقول شیخ علی بن نایف الشحود: متضمن انکار احکام واجب شرعی است:
وجدير بالذكر أن الصلح مع إسرائيل والاعتراف باستيلائها على فلسطين يتضمن إنكاراً لأحكام شرعية واجبة ومعلومة من الدين بالضرورة.
و باید خاطر نشان کرد: کسانیکه جهت توجیه کردارشان دلایلی را عرضه میکنند تا با کفار رابطه صمیمانه ایجاد کرده و به این وسیله ـ به زعم خود ـ برای اسلام منفعتی ببار آورند و خود را تبرئه کرده و دلسوز مسلمانان قرار دهند، چنین پندار و اندیشهای کاملا غلط و بی اساس است؛ زیرا هنگامیکه خود شخص رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ تجمعات یهود را در هم میشکند و دستور به اخراجشان میدهند، از این امر به وضوح هویدا میگردد که یهود و نصاری هیچگاه با مسلمانان برادر نمیگردند، بلکه یهود در طول تاریخ جز خیانت، مکر و دسیسه و عهدشکنی، چیزی دیگر به ارمغان نیاوردهاند که بتوان به آن دل خوش کرده و به آنها اعتماد کرد. و باید دانست یهودیها دشمنان قسم خورده مسلمانان هستند و همواره سعی دارند تا شکستهای ذلت باری را که از سوی مسلمانان متحمل شدهاند، با انتقام از مسلمانان کنونی جبران کنند!
و در رابطه با شق ثانی سوال باید چنین بیان داشت:
روابط تجاری با کفار تا زمانیکه در چارچوب شریعت باشد بلامانع است، یعنی اگر تجارت و معاملات موجب دوستی و مودت قلبی با کفار، و باعث ضرر رسانی به عامه مسلمانان نباشد جایز میباشد؛ زیرا این امر از عموم آیات ثابت میگردد و استدلال احناف نیز از عام و مطلق بودن نصوص است.
([1]) معارف القرآن، ج3/ص 52 ـ 53، الآیة: 28، (آل عمران) کراچی: ادارة المعارف.
و الله اعلم بالصّواب
آدرس فتوا:
https://hamadie.ir/fiqh/?p=2620
مدرسه دینی اصحاب الصفه زاهدان، دارالافتاء مجازی حمادیه، اهل سنت و جماعت بر اساس فقه حنفی
کپی و انتشار فتاوی با ذکر نام منبع «مدرسه دینی اصحاب الصفه زاهدان، دارالافتاء مجازی حمادیه» و آدرس فتوا مجاز می باشد و انتشار بدون ذکر منبع و آدرس شرعاً مجاز نمی باشد.
دارالافتاء مجازی حمادیه اهل سنت و جماعت – بر اساس فقه حنفی