عقیده اهل سنت در مورد فرزندان مسلمانان که در کودکی وفات می‌کنند چیست؟ آیا وفات کودک در اوان طفلی، برای پدر و مادر فضیلت و برتری‌ به شمار می‌آید یا خیر؟

الجواب باسم ملهم الصواب

عقیده اهل سنت در این باره این است که: فرزندان مسلمان که در کودکی وفات می‌کنند در بهشت‌ برده می‌شوند. جز عده‌ی اندکی از علما که قایل به توقف‌اند، اما اکثریت بر این باورند که فرزندان مسلمان که در دوران کودکی(قبل از سن تکلیف) وفات می‌کنند در بهشت داخل می‌شوند.

   بله، این یک فضیلت و بشارتی بس بزرگ برای پدر و مادر به حساب می‌آید که کودک‌شان در ایام طفولیت وفات می‌کند و آنان صبر پیشه کرده و این را از خدا می‌دانند و ایمان به قضا و قدَر خداوند دارند و مطابق با دستور صریح قرآن عظیم الشأن هنگام فرود آمدن مصیبت چنین می‌گویند: «إنا لله و إنا إلیه راجعون» (ما از آنِ الله هستیم و سپس برگشت‌مان بطرف الله است). چنان‌که در این باره احادیثی از آن‌حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ منقول است که نبی اکرم صلی الله علیه وسلم اینگونه بیان می‌دارند:

1 ـ حضرت ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ از آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ روایت می‌کند: که خداوند می‌فرماید: [بنده ی من، زمانیکه یکی از فرزندانش وفات کند و او صبر پیشه کرده و نیت ثواب داشته باشد؛ پاداشی جز بهشت بر من ندارد]

2 ـ  حضرت قرّه بن ایاس روایت می‌کند: مردی همیشه با فرزندش نزد پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و سلم ـ رفت و ‌آمد می‌کرد. روزی پیامبرصلی الله علیه وسلم از او پرسید: آیا فرزندت را دوست داری؟ مرد در جواب گفت: خدا تو را دوست بدارد، همان‌گونه که من او را دوست دارم. سپس مدتی آن‌حضرت ـ صلی الله صلی الله علیه و سلم ـ او را ندید(یعنی فرزند شخص با او دیده نمی‌شد ) لذا پرسیدند: فرزند آن مرد کجاست؟ صحابه (رضی الله عنهم) جواب دادند: وفات کرده. آن‌حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ به پدرش فرمود: آیا دوست نداری بر هر دری از بهشت بروی و فرزندت را در انتظار آمدنت ببینی؟

  3 ـ  و در حدیثی‌که حضرت ابوهریره ـ رضی الله تعالی عنه ـ روایت می‌کند چنین آمده: در آخرت هنگامیکه کودک پدرش را ملاقات میکند، دست یا لباس پدرش را میگیرد؛ و رها نمیسازد تا اینکه خداوند او و پدرش (و در روایتی آمده: پدر  و مادرش) را یک جا به بهشت میبرد.

و همین‌گونه در حدیثی که حضرت ابوموسی اشعری روایت می‌کند؛ چنین آمده: هر کس فرزندش وفات کند و او صبر پیشه کرده و راضی به قضای الله باشد؛ خداوند دستور می‌دهد که برایش خانه‌ای در جنت بنا کنند.

علاوه از این احادیث، احادیثی دیگر نیز در این باره منقول است.

    واز آنجایی که از دست دادن فرزند، موجب درد و مصیبت است، اما همین‌که انسان مطابق با حدیث نبوی یقین کند که جایش جنت است باعث می‌شود انسان شرح صدر حاصل نموده و این سوز و گداز در فراق پاره‌ی جگر، سبک شود. و این فضیلت بزرگی است.

   البته این فضیلت ـ همان‌طور که گفته شد ـ عاید همان پدر و مادری می‌گردد که بی‌صبری نکنند بلکه این مصیبت را از طرف خداوند دانسته و صبور باشند.

داستان مالک ابن دینار:

مالک ابن دینار از بزرگان مشهور هستند. ایشان در ابتدا در حالت خوبی نبودند. شخصی از ایشان قصه توبه کردنش را پرسید که چه چیزی باعث شد که شما  بسبب آن از زندگی گذشته خود توبه کردید؟ او گفت من یک سپاهی بودم و به شراب علاقه بسیاری داشتم و همیشه به شراب نوشی مشغول بودم کنیزی خریدم که خیلی زیبا بود از او صاحب دختری شدم که او را خیلی دوست داشتم و او نیز با من أنس گرفته بود تا آن‌که شروع به راه رفتن کرد. اما عادتش این بود من هرگاه که می‌خواستم لیوان شراب را بنوشم آن‌را از دستم می‌کشید و روی لباس‌هایم می‌ریخت بخاطر محبتی که با او داشتم دلم نمی‌خواست به او چیزی بگویم. وقتی که دو ساله شد در گذشت غم و اندوه مرگش دلم را مجروح کرد.

   شب نیمه شعبان بود که من از نوشیدن شراب مست شده بودم نماز عشاء را هم نخوانده بودم و در همین حال خوابیدم. در خواب دیدم که قیامت بر پا شده مردم از قبرها بیرون می‌آمدند و من هم از کسانی بودم که بطرف میدان حشر می‌رفتم ناگهان صدایی از پشت سر خود شنیدم چون رو برگرداندم دیدم اژدهای سیاه بسیار بزرگی با چشم‌های آبی دهانش را باز کرده و خیلی تند به دنبال من می‌دود، من خوف زده شده به سرعت فرار کردم در راه پیرمردی را دیدم که لباس بسیار زیبایی پوشیده بود از او کمک خواستم، گفت: من ضعیفم جلوتر برو شاید کسی را بیابی. من هراسان می‌دویدم تا به تپّه‌ای رسیدم بالا رفتم آتش شعله‌ور جهنم را پشت آن تپه مشاهده کردم منظره هولناکی داشت… من دوباره آن پیرمرد لباس سفید را دیدم به او گفتم که من قبلا  هم از تو خواهش کردم من را از این اژدها به طریقی نجات بده، آن پیرمرد به گریه افتاد و گفت: من خیلی ناتوانم و او قوی است من نمی توانم با او مقابله کنم البته جلوتر کوهی دیگری است بالای آن برو. در آن امانت‌هایی از مسلمانان گذاشته شده ممکن است امانتی از تو هم در میان‌شان باشد. من دویدم تا این‌که بالای کوه رسیدم آن اژدها باز هم به دنبال من می‌آمد دیدم در آن‌جا یک کوه دایره مانندی است که از آن پنجره‌های زیادی باز شده‌اند و بر آن‌ها پرده‌هایی آویزان است… وقتی من بر آن کوه بالا می‌رفتم فرشته‌ها صدا زدند که پنجره‌ها را باز کنید پرده‌ها را بر دارید و بیرون بیایید شاید امانتی از این پریشان حال در میان شما باشد تا او را از این مصیبت نجات بدهد. همراه با آن صدا پنجره‌ها فورا باز شدند، پرده‌ها کنار رفتند و از آن بچه‌هایی که صورت‌شان مانند ماه بود بیرون آمدند اما من بی حد پریشان بودم و آن اژدها کاملا نزدیک من رسیده بود در این حالت همه بچه‌ها فریاد زدند: های بچه بیرون بیایید که اژدها نزدیکش رسیده است با شنیدن این صدا بچه‌ها گروه گروه، بیرون می‌آمدند در میان آن‌ها ناگهان نگاه من به دختر دو ساله‌ام افتاد که مرده بود! او مرا دید شروع به گریه کرد و گفت: سوگند به خدا این‌که پدر من است این را گفت و چون تیری پرید بر سطحی از نور بالا رفت و دست چپش را بطرف دست راستم دراز کرد من فورا آن را گرفتم و او دست راستش را به طرف اژدها دراز کرد و اژدها فورا به عقب فرار کرد من را نشانید و خودش بر دامنم نشست و دست راستش را بر ریش من می‌کشید و آن را نوازش می‌داد و گفت: پدرجان! [ألم یأن للّذینَ آمنوا…] آیا برای اهل ایمان (کسانی‌که به گناهان مبتلا هستند) هنوز هم آن وقت نیامده که دلهایشان برای ذکر الله و آن حقی که نارل شده است خم شود.(از گناهان توبه کرده و فرمانبردار شوند) این سخنش را شنیده شروع به گریه گردم،  از دخترم پرسیدم که آیا همه شما قرآن شریف را می‌دانید؟ او گفت: همه ما قرآن شریف را از شما بهتر می‌دانیم، از او پرسیدم این اژدها چه بلایی بود که به دنبال من می‌آمد؟ گفت: این اعمال بد شما بود که آن را به سبب گناهان خود اندازه‌ی قوی کرده بودید که می‌خواست شما را کشیده به جهنم بیندازد. پرسیدم آن پیرمرد سفید پوش کی بود؟ گفت: او اعمال نیک شما بود او را این‌طور ضعیف کرده بودید که نتوانست اژدها را از شما دور کند(البته همین اندازه به شما کمک کرد که راه نجات را نشان‌تان داد) پرسیدم دخترم تو در این کوه چه می‌کنی؟ گفت: ما همه بچه‌های مسلمان‌ها هستیم و تا قیامت منتظر شما اینجا می‌مانیم و وقتی‌که شما بیایید ما سفارش می کنیم. بعد از آن چشمهایم باز شد وحشت اژدها هنوز در دلم بود من بلند شدم و به درگاه الله (جلّ جلاله) توبه کردم و اعمال بد خود را کنار گذاشتم…(بر گرفته از کتاب: فضایل اعمال. ص: 694 ـ 695 و 696).

الدلائل:

ـ فی صحیح البخاری:

عن أبي هريرة أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: «يقول الله تعالى ما لعبدي المؤمن عندي جزاء إذا قبضت صفيّه من أهل الدنيا ثم احتسبه إلا الجنة».([1])

ـ و فی عمدة القاري:

قالت النساء للنبي: غلبنا عليك الرجال. فاجعل لنا يوما من نفسك فوعدهن يوما لقيهن فيه فوعظهن وأمرهن فكان فيما قال لهن: «ما منكن امرأة تقدم ثلاثة من ولدها إلا كان لها حجابا من النار فقالت امرأة واثنين قال واثنين……» قال المهلب وغيره: فيه دليل على أن أولاد المسلمين في الجنة لأن الله سبحانه إذا أدخل الآباء الجنة بفضل رحمته للأبناء فالأبناء أولى بالرحمة. قال المازري: أما أطفال الأنبياء عليهم السلام، فالإجماع منعقد على أنهم في الجنة. وكذلك قال الجمهور في أولاد من سواهم من المؤمنين. وبعضهم لا يحكي خلافا بل يحكي الإجماع على دخولهم الجنة وبعض المتكلمين يقف فيهم ولم يثبت الإجماع عندهم فيقال به.([2])

ـ و أیضا:

وقال النووي: أجمع من يعتد به من علماء المسلمين على أن من مات من أطفال المسلمين فهو من أهل الجنة وتوقف فيه بعضهم لحديث عائشة أخرجه مسلم بلفظ: توفي صبي من الأنصار فقلت طوبى له لم يعمل سوءا ولم يدركه. فقال النبي: أو غير ذلك يا عائشة إن الله تعالى خلق للجنة أهلا. الحديث.. وأجيب عنه أنه لعله نهاها عن المسارعة إلى القطع من غير دليل أو قال ذلك قبل أن يعمل أن أطفال المسلمين في الجنة وقال القرطبي: نفى بعضهم الخلاف وكأنه عنى ابن أبي زيد فإنه أطلق الإجماع في ذلك ولعله أراد إجماع من يعتد به.


([1]) أخرجه  البخاری فی صحیحه، ص1620، کتاب الرقاق/ باب العمل الذی یبتغی به وجه الله، الرقم: (6424) تخریج وضبط: صدقی جمیل العطار، بیروت: دارالفکر، 1432 ق.

([2]) عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج2/ص 98 و 101، کتاب العلم/ هل یجعل للنساء یوم علی حدة فی العلم، تخریج: عماد زکی البارودی، مجلد20، القاهرة: المکتبة التوفیقیة، 2010 م.

و الله اعلم بالصّواب

آدرس فتوا: https://hamadie.ir/fiqh/?p=2339
مدرسه دینی اصحاب الصفه زاهدان، دارالافتاء مجازی حمادیه، اهل سنت و جماعت بر اساس فقه حنفی
کپی و انتشار فتاوی با ذکر نام منبع «مدرسه دینی اصحاب الصفه زاهدان، دارالافتاء مجازی حمادیه» و آدرس فتوا مجاز می باشد و انتشار بدون ذکر منبع و آدرس شرعاً مجاز نمی باشد.