شماری از مردم بر این باورند که حضرت نبی مکرم ـ صلی الله علیه وسلم ـ سایه نداشته‌اند، و فرقه «بریلوی» نیز بر این باوراند و برای اثبات ادعای خودشان به دو حدیث که در آن اشاره به این شده است که پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ سایه ندارند، تمسک جسته‌اند. حال در پرتو آیات الهی و احادیث گران‌قدر نبی رحمت این امر را آشکار سازید.

الجواب وبالله التوفیق

رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ چنان نسب والایی داشتند که بر هیچ شخصی نهفته نیست و به شایستگی وجود و کرامت مرام و زیبایی اخلاق و ارتقای دعوت و انتشار نبوتش، نه تنها قلم اهل حق و ایمان، بلکه قلم مخالفان هم سر مقبولیت را فرو انداخته است و آنحضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ را بر روی صفحه کره خاکی، بهترین انسان قلمداد نموده‌اند.

 با وجود این همه اوصاف برازنده و منش‌های ستوده، خداوند متعال می‌فرماید: [قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَلَكِنَّ الله يَمُنُّ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ] {سورة ابراهیم:11} «رسولان باز به کافران پاسخ دادند که ما هم مانند شما بشری بیش نیستیم؛ لیکن خدا بر هر کسی از بندگان که بخواهد (به نعمت بزرگ نبوت) منّت ‌می‌گذارد».

پیامبران خدا نیز از نظر سرشت، به سان بقیه مردم  هستند که نیاز به خورد و  خوراک، خواب و سایر نیازهای بشری دارند. خداوند از میان بندگان، پیامبران را خاص گردانید تا کار دعوت و توحید را به سر انجام برسانند[قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ]{سوره فصلت:6}«بگو من هم مانند شما بشری هستم جز آنکه مرا وحی می‌رسد که پروردگار شما خدای یکتای بی‌همتاست».

رسول خدا صلی الله علیه وسلم در تمام شئون زندگی‌شان به سان بقیه مردم زیستند؛ چه از نظر خورد و خوراک و چه از نظر برداشت غم و اندوه یا از نظر احساس درد و ایجاد عواطف برخورداری و غیره.

حال عده‌ای بر این باور هستند که رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ نور هستند و بابت همین فاقد سایه می‌باشند و برای به کرسی نشاندن حرف‌شان به حدیثی ضعیف دست می‌اندازند که به جرح و تعدیل آنها نیز می‌پردازیم.

ابتداء باید این نکته را نصب العین خود قرار بدهیم که صحابه کرام تمام افعال و رفتار و گفته‌های رسول خدا ـ صلی الله علیه و سلم ـ را بدون کوچک‌ترین نقصی ضبط کرده و به ما رسانده‌اند. اگر این امر به عنوان معجزه وجود می‌داشت باید آن را  اشخاص بسیاری از صحابه ـ رضوان الله تعالی علیهم ـ بیان می‌کردند. حال در کتاب های متداوله صحاح از این حدیث اصلا ذکری به میان نیامده است فقط در کتاب علامه سیوطی ـ رحمه الله ـ یک حدیث مرسل دیده می شود که آن هم از چندین نظر در شعاع ضعف و مورد بحث قرار گرفته است.

دلیل اولی  که از آن استنباط می‌گیرند روایتی است که در کتاب «الخصائص الکبری» آمده است:

أخرج الحكيم الترمذي عن ذكوان أن رسول الله {صلى الله عليه وسلم} لم يكن يرى له ظل في شمس ولا قمر قال ابن سبع من خصائصه ان ظله كان لا يقع على الأرض وأنه كان نورا فكان إذا مشى في الشمس أو القمر لا ينظر له ظل قال بعضهم ويشهد له حديث قوله {صلى الله عليه وسلم} في دعائه واجعلني نورا.([1])

در جواب این حدیث باید گفت: این حدیث ضعیف است یا در ردیف مراسیل قرار داد و مراسیل نزد بسیاری از اهل فن قابل اعتبار نیستند و علت ضعف این حدیث بابت وجود راوی به نام «عبدالرحمن بن قیس زعفرانی» است که علمای جرح و تعدیل ایشان را  ضعیف دانسته اند حتی که علامه نسایی ـ رحمه الله ـ ایشان را «متروک الحدیث» می‌خواند.

و نیز وجود راوی دیگری به نام «عبدالملک بن عبدالله» که فردی مجهول است از صحت حدیث و رتبه آن می‌کاهد.

دلیل دومی که از آن استنباط می‌گیرند از کتاب «إمتاع الأسماع بما للنبي من الأحوال والأموال والحفدة والمتاع » تالیف علامه أحمد بن علي بن عبد القادر (المتوفى: 845 هـ):

وقال أحمد بن عبد اللَّه الغدافي أخبرنا عمرو بن أبي عمرو عن محمد بن السائب عن أبي صالح عن ابن عباس رضي اللَّه عنه: لم يكن لرسول اللَّه ظل، ولم يقم مع شمس قط إلا غلب ضوء الشمس، ولم يقم مع سراج قط إلا غلب ضوءه على ضوء السراج.([2])

در این حدیث نیز فردی به نام «محمد بن سائب» وجود دارد که در مورد ضعف و جهالت  او علمای جرح و تعدیل بسیار تکلم کرده‌اند.

خلاصه: بنابر بر سه وجه  ذیل  این دو حدیث را غیر قابل اعتبار دانسته اند

1. اگر این امر جزو معجزه‌های پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ شمار می‌شد ـ بسان سایر معجزه‌های پیامبر ـ، تعداد زیادی از صحابه آن را روایت می‌کردند و این در حالی است که هیچ‌کدام از صاحبان صحاح سته به آن نپرداخته است و یک روایت یافته شده است که با وجود چشم پوشی از مرسل بودن آن، در سلسله راویان، ضعف وجود دارد و  قرینه‌ای هم یافت نمی‌شود که آن را تقویت کند بلکه بعضی از احادیث صحیح چیزی مخالف آن را به ثبوت می‌رسانند.

2.  مرسل بودن حدیث: تعداد زیادی محدثین، حدیث مرسل را فاقد اعتبار می‌دانند.

3.  در میان راویان حدیث «عبدالرحمن بن قیس زعفرانی» قرار دارد که  علمای جرح او را با القاب ( ضعیف ، مجروح، کذاب ) و چه بسا او را متهم به وضع احادیت می‌کنند.

و نیز از این گفته که پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ در میان دعاهای‌شان  می‌فرمودند: «اللهم اجعلنی نورا» برداشت صحیح نداشته‌اند؛ زیرا هیچ‌گاه نمی‌توان گفت که مراد از نوری که در دعاهای‌شان به آن اشاره می‌کردند، آن نوری مراد است که از عناصر دنیوی است بلکه مراد از آن نور هدایت و بصیرت است  زیرا در راستای دعوت و تبلیغ، پیامبر تکامل را در خواست می‌کرد و برای به تکامل رساندن دژ دعوت و توحید، برای بصیرت دعا  می‌کردند و همچنین در قرآن خداوند متعال برای قرآن و تورات و زبور از لفظ نور استفاده کرده است  آیا آنجا هم می توان گفت همین نور که از عناصر دنیوی است مراد می‌باشد

و بهترین گواه بر این امر این است که پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ این دعا را به تمام افراد امتش تعلیم داده است پس هویدا می‌گردد که این امر مختص پیامبر نبوده است و مراد  از آن نوری که از عناصر دنیوی است مدنظر نیست بلکه این دعا برای اعطای هدایت و بصیرت است.

سخن کوتاه: از کلام الهی که در آن از زبان خود رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ می‌فرماید: که  من (پیامبر) نیز مانند شما بشر هستم و در نیازهای بشری با شما موافق هستم و گفته مادر مؤمنان عائشه صدیقه ـ رضی الله عنها ـ که در مسند امام احمد بن حنبل ـ رحمه الله ـ نقل است که فرمود: «انا بظل رسول الله» فهمیده می شود که پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ دارای سایه بودند و داشتن سایه هیچ گونه منافاتی با مقام والای نبوت ایشان ندارد.

الدلائل:

فی المسند، قال الإمام الحافظ الفقیه أحمد بن حنبل الشیبانی(المتوفی: 421 هـ):

حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا عفان ثنا حماد قال ثابت عن شميسة عن عائشة : ان رسول الله صلى الله عليه وسلم كان في سفر له فاعتل بعير لصفية في إبل زينب فضل فقال لها رسول الله صلى الله عليه وسلم ان بعيرا لصفية اعتل فلو أعطيتها بعيرا من ابلك فقالت انا أعطي تلك اليهودية قال فتركها رسول الله صلى الله عليه وسلم ذا الحجة والمحرم شهرين أو ثلاثة لا يأتيها قالت حتى يئست منه وحولت سريري قالت فبينما انا يوما بنصف النهار إذا انا بظل رسول الله صلى الله عليه وسلم مقبل قال عفان حدثنيه حماد عن شميسة عن النبي صلى الله عليه وسلم ثم سمعته بعد يحدثه عن شميسة عن عائشة عن النبي صلى الله عليه وسلم وقال بعد في حج أو عمرة قال ولا أظنه الا قال في حجة الوداع.([1])

ـ فی صحیح البخاری:

قال ابن شهاب فأخبرني عروة بن الزبير: أن رسول اله صلى الله عليه و سلم لقي الزبير في ركب من المسلمين كانوا تجارا قافلين من الشأم فكسا الزبير رسول الله صلى الله عليه و سلم وأبا بكر ثياب بياض وسمع المسلمون بالمدينة بمخرج رسول الله صلى الله عليه و سلم من مكة… فطفق من جاء من الأنصار – ممن لم ير رسول الله صلى الله عليه و سلم – يحيي أبا بكر حتى أصابت الشمس رسول الله صلى الله عليه و سلم فأقبل أبو بكر حتى ظلل عليه بردائه فعرف الناس رسول الله صلى الله عليه و سلم عند ذلك فلبث…([3])

ـ وفی المستدرک،

أخبرني محمد بن المؤمل ثنا الحسن ثنا الفضل بن محمد البيهقي ثنا نعيم بن حماد أنبأ عبد الله بن وهب أخبرني معاوية بن صالح عن عيسى بن عاصم عن زر بن حبيش عن أنس بن مالك قال : بينما النبي صلى الله عليه و سلم يصلي ذات ليلة صلاة إذ مد يده ثم أخرها فقلنا : يا رسول الله رأيناك صنعت في هذه الصلاة شيئا لم تكن تصنعه فيما قبله ؟ قال : أجل إنه عرضت علي الجنة فرأيت فيها دالية قطوفها دانية فأردت أن أتناول منها شيئا فأوحى إلي أن استأخر فاستأخرت و عرضت علي النار فيما بيني و بينكم حتى رأيت ظلي و ظلكم فيها فأومأت إليكم أن استأخروا فأوحي إلي أن أقرهم فإنك أسلمت و أسلموا و هاجرت و هاجروا و جاهدت و جاهدوا فلم أر لك فضلا عليهم إلا بالنبوة فأولت ذلك ما يلقى أمتي بعدي من الفتن.([4])

ـ وفی الفتاوی، قال الشیخ عطیة صقر:

هذا ما نقل ولیس فیه نص قاطع أو صحیح، ولا مانع أن یکون ذلک تکریما للنبی صلی الله علیه وسلم، وکونه نورا لا یتحتم منه ألا یکون له ظل،فهو نور للعالمین برسالته الخالدة.([5])


([1]) مسند أحمد/ج41/ص462/رقم الحدیث: 25.002/الرسالة العالمیة، دمشق الحجاز/الطبعة الرابعة.

([2]) الخصائص الکبری لسیوطی/ج1/ص122/المکتبة التوفیقیة/باب الآية في أنه {صلى الله عليه وسلم} لم يكن يرى له ظل/الطبعة الأولی.

([3]) إمتاع الأسماع بما للنبي من الأحوال والأموال والحفدة والمتاع/ج2/170/وأما حسنه وطيب رائحته وبرودة يده ولينها في يد من مسها وصفة قوته/دار الكتب العلمية – بيروت/الطبعة: الأولى.

([4]) صحیح البخاری/ص953/کتاب مناقب الأنصار/باب هجرة النبی صلی الله علیه وسلم وأصحابه ألی المدینه/، بیروت: دارالفکر.

([5]) المستدرک علی الصحیحین/ج4/ص561/کتاب الفتن والملاحم/رقم الحدیث:8408/دار ابن الحزم/الطبعة الأولی.

([6]) الفتاوی من أحسن الکلام فی الفتاوی والأحکام/ج1/ص246/یقول بعض الناس: أن رسول الله صلی الله علیه وسلم کان إذا مشی فی الشمس لایکون له ظل علی الأرض فهل هذا صحیح/المکتبة التوفیقیة.

و الله اعلم بالصّواب

آدرس فتوا: https://hamadie.ir/fiqh/?p=1617
مدرسه دینی اصحاب الصفه زاهدان، دارالافتاء مجازی حمادیه، اهل سنت و جماعت بر اساس فقه حنفی
کپی و انتشار فتاوی با ذکر نام منبع «مدرسه دینی اصحاب الصفه زاهدان، دارالافتاء مجازی حمادیه» و آدرس فتوا مجاز می باشد و انتشار بدون ذکر منبع و آدرس شرعاً مجاز نمی باشد.